حمد الله مستوفى قزوينى
165
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
درم داشت بر عاصِ هشام به وام * ببخشيد و كردش بَدَل بهرِ نام بَدَل داده بُد عاص « 1 » خود را وليك * بَدَل گشت چون ديد بازار نيك عازم گشتن كفّار قريش به زمين بدر به جنگ اسلام 3455 سران و دليرانِ قومِ قريش * سپاهى ز مكّه ز اسلام بيش ابو جهل گشته مهين سپاه * دگر عُتْبَه و شَيْبَهء رزمخواه اميَّه كه پور خلف بود او * دگر عُقْبَه كو بود كرده تفو ( 79 ) حَكيم آنكه او بود پورِ حزام « 2 » * زُهَيْر آنكه او عاتكه داشت مام سُهَيْل آنكه از عَمْرو بودش نسب * دگر عاصِ هشام بزرگِ عرب 3460 دگر حنظله « 3 » بود و عمروِ دلير * كه از جنگ سيّد ببودند سير برادر بدندى معاويّه را * كز او ديد بَد تخمهء مصطفى چو عبّاس آن مهتر نامور * ابو العاص « 4 » دامادِ فخرِ بشر دگر عامر حضرمى شد به راه * به خون برادر شده رزمخواه دگر عاص سعيد « 5 » و چندى سران * كه بودند در مكّه زآن كافران 3465 برفتند با آلتِ كارزار * نكردند در ره به جائى قرار هزار و صد آمد سپه در شمار * برفتند تازان سوىِ كارزار سروش آمد آنگه بَرِ مصطفى * پيام آوريده ز پيشِ خدا ك « زين راه برگشت آن كاروان * به مكّه به راهى دگر شد روان بيامد ز مكّه سپاهى برون * همه دست شسته ز مردى به خون 3470 ظفر داد خواهد ترا كردگار * برآن دو يكى اندراين كارزار » پيمبر به ياران خود بازگفت * سخن هرچه بشنيد اندر نهفت
--> ( 1 ) ( ب 3453 ) . در اصل : عاص هاشم ؛ فكذا بيت 3459 ، : عاص ( عاصى ) بن هشام بن مغيره . ( 2 ) ( ب 3458 ) . در اصل : بور حرام ؛ زهير بن أبى اميّة بن المغيره ؛ عاتكه بنت عبد المطّلب . ( 3 ) ( ب 3460 ) . حنظلة بن أبى سفيان ؛ : عمرو بن أبى سفيان . ( 4 ) ( ب 3462 ) . ابو العاص بن ربيع . ( 5 ) ( ب 3464 ) . در اصل : عاص بن سعد . كه ظاهرا ، مطابق سيرهء ابن هشام ، عاص ( عاصى ) بن سعيد بن العاص بن اميّه ، صحيح است .